ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
434
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) ذو مخمر برادرزادهء نجاشى است . در برخى از احاديث نام او را ذو مخبر نوشتهاند و همان ذو مخمر صحيح است و در بيشتر روايات هم همينگونه است ، او از مردم يمن است و اندكى افتخار مصاحبت با رسول خدا را داشته است . ذو مخمر بعدها ساكن شام شده و مردم از او روايت كردهاند . روح بن عبادة و محمد بن مصعب از گفتهء اوزاعى ، از حسان بن عطيّه ، از خالد بن معدان ، و محمد بن مصعب با اسناد ديگرى از جبير بن نفير از ذو مخمر براى ما نقل كردند كه مىگفته است شنيدم پيامبر مىفرمود به زودى روميان با شما صلح مىكنند صلحى كه همراه زينهارى است . ابو خيرة صباحى او هم افتخار مصاحبت با پيامبر ( ص ) داشته است و محمد بن حمران از او روايتى نقل كرده است . او مىگويد داود بن مساور از معقل بن همام ، از ابو خيرة صباحى براى من حديث كرد كه مىگفته است * به حضور رسول خدا رفتيم و چون خواستيم برگرديم چوب اراكى به ما داد و فرمود با اين مسواك كنيد . عبد الله صنابحى سويد بن سعيد ، از حفص بن ميسرة ، از زيد بن اسلم ، از عطاء بن يسار ما را خبر داد كه مىگفته است * از عبد الله صنابحى شنيدم مىگفت از رسول خدا شنيدم مىفرمود « خورشيد از شاخ شيطان سر مىزند و چون طلوع مىكند قرين شاخ شيطان است و چون برمىآيد از آن فاصله مىگيرد و به هنگام و لحظه زوال با آن قرين مىشود و چون به سمت باختر مىرود از آن جدا مىشود ! در اين ساعات سهگانه نماز مگزاريد » .